پروراندن ترکیه زلزله چگونه شهرهای

پروراندن: ترکیه زلزله چگونه شهرهای ظهر امروز اخبار حوادث

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی چریک‌های کت‌وشلواری

دولت اصلاحات پُر از چریک‌های کت‌وشلواری بود که در وقت بازنشستگی‌شان به دولت روحانی پیوستند. این چریک‌های کت‌وشلواری با ادعای توانِ عوض کردن به میدان سیاست آمده

چریک‌های کت‌وشلواری

چریک های کت وشلواری

عبارات مهم : حسن روحانی

دولت اصلاحات پُر از چریک های کت وشلواری بود که در وقت بازنشستگی ارزش به دولت روحانی پیوستند. این چریک های کت وشلواری با ادعای توانِ عوض کردن به میدان سیاست آمده بودند ولی در این مسیر هر یک به سرنوشتی دچار شدند؛ سرنوشتی که اینک دولت اصلاحات را از اصلاح طلبان کنونی متمایز می کند.

احمد غلامی در سرمقاله روزنامه شرق نوشت: «به ادعای «موسکا»، یکی از نظریه پردازان نخبه گرا، آینده نگری آن چه هرگز رخ نمی دهد، ساده تر از پیشگویی چیزی است که دقیقا رخ خواهد داد. مصداق این ادعا عملکرد اشخاص تازه راه یافته به کابینه دولت روحانی هست، از جمله عبدالناصر همتی، مدیر کل بانک مرکزی که با آمدنش اتفاق مهمی روی نخواهد داد. این گفته به معنای ناکارآمدی او نیست که اتفاقا در بعضی سمت ها عملکرد خوبی داشته هست. این ادعا نشانگر اوضاع اموری است که امکان عوض کردن جدی در آن وجود ندارد. اوضاع امور یعنی مونتاژی از اوضاع های متفاوت که در نسبت با یکدیگر معنا می یابند. از این رو اوضاع امور، نوعی مونتاژ چیزهایی بامعنا و بی معنا در کنار یکدیگر هست. آن چه این اوضاع امور را دچار عوض کردن می کند، «توان» عوض کردن در این اوضاع هست. توانِ تغییری که در عرصه امکان ها و ناامکان ها تحقق می یابد.

اگر دولت روحانی درصدد عوض کردن باشد، چقدر این توان را دارد و این توان به وسیله چه نیروهایی خنثی می شود. بااهمیت ترین موانع عوض کردن در دولت روحانی، بایدها و نبایدهاست، بایدها و نبایدهای پذیرفته شده است که دولت ها را ملزم می کند تا از یک قاعده پیروی کنند. عرصه تغییر، می توانم ها و نمی توانم هاست که عرصه ای استراتژیک قلمداد می شود. در این عرصه است که تلاش جهت عوض کردن صورت می گیرد، حتی ابراز ناتوانی از عوض کردن نیز نوعی امکانِ عوض کردن هست. ولی عرصه بایدها و نبایدها رویکردی ایدئولوژیک دارد که امکان ها و ناامکان ها را در مواقع مهم به بایدها و نبایدها پیوند می زند. این دو عرصه با یکدیگر در منازعه اند و دولت های بعد از انقلاب به خوبی با این منازعه آشنا هستند.

چریک‌های کت‌وشلواری

دولت احمدی نژاد که ماحصل پیروزی اصولگرایان بود، به رویکرد ایدئولوژیک بایدها و نبایدها باور داشت؛ «ما می توانیم» احمدی نژاد بیش از آن که نگاهی استراتژیک به اوضاع امور باشد، رویکردی ایدئولوژیک برساخته اصولگرایان بود. از این رو احمدی نژاد هنگامی که دست به عوض کردن رویکرد خود زد، دچار تنش هایی بنیان کن شد. تنش هایی که نگذاشت از ایده مهم اصولگرایان پا فراتر بگذارد. رویکرد استراتژیک روی توان های تازه متمرکز می شود. این توان های تازه با اتصال به شبکه تازه به یک باور تازه تبدیل می شود و اگر تغییری به شبکه ای از رویکردهای استراتژیک نپیوندد، خنثی و بی اثر خواهد شد.

با اتکا بر این نظریه، اینک می توان این مسئله را طرح کرد که عوض کردن افراد در کابینه دولت روحانی تا چه میزان در اصلاح شرایط اثر دارد و افراد تازه چه تغییری در سطح کلان دولت روحانی به وجود خواهند آورد؛ دولتی که از ابتدای کار بنای عوض کردن جدی در مناسبات سیاسی- اقتصادی را نداشته هست. فارغ از درستی یا نادرستی این تلقی، دولت روحانی دولت بسته ای است که باوری به راهیابی طبقات دیگر به بدنه و هرم دولت ندارد. همین رویکرد موجب می شود دولتِ روحانی، دولتی ایدئولوژیک باشد با این که اصولگرایان در کابینه او نقشی ندارند، با این تبصره که نمی تواند از مزایای یک دولت ایدئولوژیک استفاده کند. دولت اصلاحات قصد داشت دولتی استراتژیک باشد؛ دولتی با اشخاص متنوع از طبقات متفاوت که توان مضاعفی به دولت می داد. به علت حضور اشخاص متنوع از طبقات متفاوت، دولت اصلاحات با بیشترین تنش در حد فاصل دو عرصه استراتژیک و ایدئولوژیک پدید آمد. دولت اصلاحات پُر از چریک های کت وشلواری بود که در وقت بازنشستگی ارزش به دولت روحانی پیوستند. این چریک های کت وشلواری با ادعای توانِ عوض کردن به میدان سیاست آمده بودند ولی در این مسیر هر یک به سرنوشتی دچار شدند؛ سرنوشتی که اینک دولت اصلاحات را از اصلاح طلبان کنونی متمایز می کند.

دولت اصلاحات پُر از چریک‌های کت‌وشلواری بود که در وقت بازنشستگی‌شان به دولت روحانی پیوستند. این چریک‌های کت‌وشلواری با ادعای توانِ عوض کردن به میدان سیاست آمده

وقتی از اصلاح طلبان حرف می زنیم مصداق بارز آن دیگر دولت اصلاحات نیست. دولت اصلاحات حتی اگر می خواست، نمی توانست ایدئولوژیک باشد، چه آن که جنس و جَنم و سازوکار آن را نداشت. اینک بعد از گذشت سال ها می توان ادعا کرد بحران هر ۹روزه که مدیر دولت اصلاحات از آن می نالید، دسیسه یا توطئه ای علیه او و دولتش نبود، بلکه ماحصلِ برخورد اجتناب ناپذیر دو نظر استراتژیک و ایدئولوژیک بود؛ منازعه ای که هرگز به آخر نخواهد رسید مگر آن که یکی در دیگری هضم شود. روحانی از منازعه این دو جریان در دولت اصلاحات درس گرفت و بر آن شد تا با چریک های کت وشلواری کارِ چریک های کاپشن پوش را انجام دهد. او می خواست با ظرافت، رویکرد استراتژیک و ایدئولوژیک را با هم تلفیق کند. این تلفیق در مذاکرات هسته ای نتیجه داد و بایدها و نبایدها در کنار امکان ها و ناامکان ها کنار یکدیگر نشستند.

بدیهی است در صورت تفاهم و توافقی جدی این هم نشینی امکان پذیر نمی شد، هر چند بعد از آخر مذاکرات به خصوص در روزهایی که هنوز حسن روحانی پیروز میدان بود، جدایی این دو رویکرد ناخواسته به وقوع پیوست و بعد از بدعهدی آمریکا رویکرد ایدئولوژیک در نزد دولت روحانی دست اوج را پیدا کرد. دولت روحانی دولت بلاتکلیفی است که بعضی وزرای آن با رویکردی استراتژیک – توان عوض کردن – پا به میدان گذاشته اند ولی کاری از پیش نمی برند. آنان نه چریک های کت وشلواری دولت اصلاحات اند و نه چریک های کاپشن پوشِ دولت احمدی نژاد. آنان در وضعیتی به سر می برند که ناچار با عوض کردن شرایط عوض کردن موضع می دهند. بعد هرگونه تغییری در کابینه قبل از عوض کردن رویکرد در دولت روحانی بی نتیجه خواهد بود. از خوش اقبالی روحانی است که شرایط جهانی به سمتی می رود که او هر یک از این دو رویکرد را اتخاذ کند، حامیان عرصه دیگر را نیز می تواند با خود همراه کند. به قول «موسکا» آینده نگری آن چه قرار است رخ بدهد سخت هست، ولی تجربه دولت روحانی نشان داده او به سوی رویکردهای استراتژیک ناب نخواهد رفت؛ مگر از سر ناچاری.»

چریک‌های کت‌وشلواری

واژه های کلیدی: حسن روحانی | دولت روحانی | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs